تی‌لِم

روایت‌ِ بدونِ گلِ میثم امیری
  • تی‌لِم

    روایت‌ِ بدونِ گلِ میثم امیری

مشخصات بلاگ
تی‌لِم
بایگانی

بالاخره پیامک وصل شد و اینترنت هم دارد قاعده چُرِ بزغاله توی جاهای محدودی وصل می‌شود. کمتر از دو درصد... سیم سفیدها هستند... ببینید کی به‌تان گفتم... خاک بریزید روی این شست اگر غلط درآمد. 

سعید پیام داد پیامک را خدا آزاد کرد. به سعید نوشتم از کره شمالی به ترکمنستان تغییر وضعیت دادیم. نمی‌دانم خندید یا نه. ولی دیگر جوابی نداد. 

سخنرانی روز مبعث را توی قرمزخانهٔ متحرکم شنیدم. 

اگر این فتنه آمریکایی خوانده می‌شود، هزینه‌اش را هم آنها باید بپرادازند نه مردم ایران. باید علیه آنها اقدام کرد. اگر کسی به خانهٔ شما حمله کند، شما اعضای خانه را تنبیه و تحقیر می‌کنید؟ حتما نه؛ نظام باید گلوی آن فتنه‌گران خارجی را بفشارد و ضرر مردم را جبران کند. این روزها که اینترنت قطع است، مردم بدجوری ضرر کرده‌اند. حالا که برای حکومت یقین حاصل شده که این آتش‌افروزی کار آمریکا بوده‌ست پس منطقی‌ست آتش را به دامان خودشان برگرداند و حق ملت را استیفا کند و تا جایی که ممکن است جبران مافات کند. این همه آزار و محدودیت و گرفتاری حق این مردم نیست. 

رهبری گفت ترامپ مجرم است که قطعا حرف درستی‌ست؛ اما از طرفی شایعه شده که ایران می‌خواهد در سوییس با آمریکا مذاکرهٔ حضوری کند. راستی جریان این گفتگوهای بین عراقچی و ویتکاف چیست؟‌ اینها البته شفاف توضیح داده نمی‌شود. بغضی گلویم را می‌خلد: کاش این قدر که با آمریکا (که مطلقا پایبند به هیچ قاعده‌ای نیست) قائل به گفتگو هستید، با مردم خودتان هم قائل به گفتگو می‌بودید. می‌گذاشتید آواز اعتراض مردم در تلویزیون و رادیو شنیده شود. وقتی آمریکا به کشور حمله کرده، وقتی همین الآن گفته می‌شود این آمریکا بود که آتش به جان کشور انداخته؛ لطفا به زبان فارسی توضیح دهید چرا دارید با او مذاکره می‌کنید؟ اگر اینقدر منعطف هستید که با چنین بدخواهی مذاکره می‌کنید، چرا اینقدر به مردم سخت می‌گیرید؟ 

ظهری رفتم خانهٔ مامان اینها؛ داشت از شبکهٔ نمایش دونگی می‌دید... از اقوام دوری می‌گفت که یکی از آشنایان‌شان توی زیرآب کشته شده؛ مامان بنده خدا مانده بود چه بگوید. مامان دو سه روز قبل به من زنگ زد که مواظب اغتشاش‌گرها باشم. چون با نامردی آدم می‌کشند توی خیابان... ولی با شنیدن خبر درگذشت تلخ این قوم و خویش بسیار دور گفت: «شهید که نیست... ولی خوب... نمی‌دانم... گفتند پول بدهید تا پیکر را به شما بازگردانیم.» من گفتم مطمئنی گفتند پول بدهید... چون من از جایی شنیدم که این حرف صحت ندارد. ولی مامان داشت از قول آشنایش می‌گفت.

خبری از ناشرها نشد... رفتم به سایت کتابخانه ملی. هم کتاب شهید سیف‌اللهِ عزیز (بهشت گوارای او باد) فیپا گرفته، هم کتاب علی کعبی که در خصوص جنگ سوریه‌ست... پیش خودم گفتم پس چرا اینها به من خبر ندادند؟ حداقل مایه را رد کنند توی این خشکسالی حقیقی و مجازی. فکر کن کتاب فیپا گرفته، هنوز پول پیش‌پرداخت را نداده‌اند.

 یکی از بچه‌های دهم فردا امتحان دارد. امروز آموزشگاه تعطیل است. بردمش توی گل‌فروشی یکی از آشناها و آنجا باهاش کار کردم. خدایی معلم این قدر پایه و پیگیر دیده بودید؟ 

فردا باید بروم مدرسه... مدیر که آدم باحالی‌ست هم پیام فدایت‌شومی فرستاد با این مضمون که همین فردا منتظر حضور سبزتان هستیم. 

«جا» را دیدم. باورش نمی‌شد پیامک وصل شده... گفتم اگر زیاد هم قطع باشد به عکسش بدل می‌شود. 

می‌گفت یکی از کشته‌ها (شهدا)ی ساری نمایندهٔ دادستان توی اجرا حکم پلمب کافه‌ها بود... می‌گفت با تبر، او را کشتند و پیکرش را سوزاندند... این سطح از خشونت از کجا می‌آید؟ یکی مجازات قاتلان است که کار قانون و مجریانش است... دیگری بررسی علل حادثه است که کار نویسنده‌ها و جامعه‌شناس‌ها و روان‌شناس‌هاست... 

به «جا» گفتم: توی «جنایت و مکافات» هم راسکلنیکف با تبر پیرزن را کشت... اما چون جنایت نمی‌تواند موجب تصفیهٔ روح شود، قتل دوم اتفاق افتاد و راسکلنیکف با همان تبر، پرستار بی‌گناه را هم کشت... گفتم: دلیل این ذوقت را درک نمی‌کنم... «جا» جا خورد و گفت ذوق‌نکرده... فقط هیجان‌زده شده... 

یک هفته‌ای بود که «حواست هستِ» علیمی را گوش نداده بودم. امروز گوش دادم. اجرای هیئت رایة‌العباس‌اش از همه بهتر است. بالاخره سیستم صوتی که محمود کریمی دارد هیچ مدّاح دیگری ندارد و این جور چیزهای بیهوده... ولی دوست دارم این اجرا را... «من عوض شدم ولی تو هنوز حسینِ بچگی‌ام هستی.» شش‌هفت سالی می‌شود که هیئت نرفته‌ام... نسبت به کارکردهای اجتماعی هیئت و پشتوانه‌های اقتصادی‌شان مشکوک هستم... از مسجد ضرارها می‌ترسم... پیرغلامی باشد که «حسینْ آرام جانم»ی بخواند، راضی‌ام تا بگریم بر بختِ تیره‌مان.

 

موافقین ۱ مخالفین ۲ ۰۴/۱۰/۲۸
میثم امیری

نظرات  (۶)

۲۸ دی ۰۴ ، ۲۰:۴۵ آرسام آدینه

به نام خداوند جان و خرد، کزین برتر اندیشه بر نگذرد
خداوند نام و خداوند جای خداوند روزی ده رهنمای

 

تنها کلمه ای که میشه باهاش شما، امثال شما، و هرکسی که از این هذب پیروی میکنند را مثال زد: زرق

خدایی که شما نام میبرید دجال است، دجالی که سال هاست چشم هاتون رو، از راستی پوشیده.

هزاران هزاران سال هست که مثل باد فراموش میشید، چند دهه ممکنه برای یک آدمی بسیار باشه، ولی وقتی با تاریخ مقایسه بشه هیچ نیست،

جوابی بی نهایت وحشتناک تر بهتون داده میشه، این جواب هم برای خوبی صدق میکنه و هم بدی

شما خودت مقایسه کن.


در جواب تمام موضوعاتی که راجبش نگران هستی، اگر که خاک کشورم قراره توسط بیگانه، توسط اشخاص سودجو تصرف بشه میپذیرم، چرا؟

چون که هیچ احدی جسارت تایین سرنوشت یک احد دیگر رو نداره، چه برسه به بستر گلوله ببنده و تیر خلاص رو رها کنه.

فرق صفت حیوانی و انسانی اینجا مشخص میشه

ممکنه فکر کنید جهان بزرگه، جان ناقابله، ولی اون بالا به شدت کوچیکه و زور زدن فایده ای نداره.

دیگه هیچ وقت نمیتونم تعجب کنم وقتی میبینم افرادی هستن که فقط پیر میشن ولی هیچوقت بزرگ نمیشن.

پاسخ:
همهٔ شاهان شاهنامه که نوشته‌تان را با آن شروع کردید، دادگر و آدم‌حسابی نبودند… اما ببینید خود فردوسی دربارهٔ شاه‌های بیگانه و متجاوز چه می‌گوید. 
با این همه من دربارهٔ بیگانه هم مطلب ننوشتم. من نوشتم اگر مقصر بیگانه است، بیگانه را تأدیب کنید. فکر می‌کنم نوشته‌ام روشن باشد. 
۲۸ دی ۰۴ ، ۲۱:۱۴ سخن بلاگ

سلام 

یادداشت تون خوب بود. 

فقط یک سوال و ابهامی که در مورد آمریکا مطرح کردید نشون میده هنوز خط فتنه را نشناختیم.

در این دولت و دولت روحانی متاسفانه خط رهبری را کامل و دقیق دنبال نمی کنند و لذا مذاکرات توسط وزیر و دولت انجام میشه و بدی هایش را گردن رهبری می اندازند. که این قدری نامردی است. 

اگر دولتی ها دنبال خط رهبری حرکت می کردند به قول شما الان باید همان سیاست را مطرح می کردند. 

این نکته را هم بدونید که اغتشاشگران داخلی ملت نیستند‌. آنها ضد ملت هستند‌ . کسانی که با هدایت نقشه و عوامل دشمن ، این همه خسارت مالی و معنوی به کشور و ملت زده اند اینها ملت حساب میشن ؟! مسجد سوزی ، آتش زدن اتوبوس و آمبولانس و آتش نشانی و ... اینها برای تشخیص کافی است. 

پاسخ:
صحبت این بود و هست که فتنه آمریکایی‌ست. رهبری هم امروز گفتند این رییس جمهور با آن مسئولینی که مقابل ملت بودند فرق دارد. 
من کاری به اینها ندارم. 
این کشور بدون مردمش معنی دارد. مردم هم در معنای عامش شامل مخالفان و معترضان هم می‌شود. 
تخریب‌گر و اغتشاش‌گر از رانت‌خوار و دزد و مفسد اقتصادیِ ظاهر الصلاح شروع می‌شود تا آن کسی که از سر استیصال یا از سرِ جوانی یا از سرِ نفهمی یا از سرِ دشمنی و عدوات جایی را آتش می‌زند. همهٔ اینها اغتشاش‌گر هستند ولی در مراتب مختلف. آقازاده و کیف‌کش و آن عنصر مفسدی که دارد می‌خورد و می‌دزد و می‌چاپد از همه بیشتر اغتشاش‌گر است. چهار تایشان را همان طور که اژه‌ای گفت، سریع و قوی و فوری گردن بزنند، ببینید عموم مردم حتی معترضین چطور آرام می‌شوند. 

نظرات توهین آمیز را پاک کنید لطفاً. 

اینها منافق هستند و بدون آدرس وب یا ایمیل به همه توهین می کنند. 

مسئولیت قانونی هم گردن صاحب وبلاگه 

پاسخ:
شما خودتان هم بدون آدرس وب یا ایمیل هستید. 
سعی می‌کنم تا جایی که مشکل درست نکند، دیدگاه‌هایشان باشد و به‌شان جواب بدهم.  
البته مجبور شدم متأسفانه یکی را که به مملکت توهین کرده بود پاک کنم. 

با عرض احترام و بیان اینکه اساسا بنظرم با این گردن زدن هم مشکلات ملت حل نمی‌شود باید بگویم من چشمم آب نمی خورد از این کارها بکنند ، بنظر خلاف طبعشان هست.

در مراتب مختلف. آقازاده و کیف‌کش و آن عنصر مفسدی که دارد می‌خورد و می‌دزد و می‌چاپد از همه بیشتر اغتشاش‌گر است. چهار تایشان را همان طور که اژه‌ای گفت، سریع و قوی و فوری گردن بزنند، ببینید عموم مردم حتی معترضین چطور آرام می‌شوند. 

پاسخ:
بله. من هم این طور فکر می‌کنم. 
ما فقط در دورهٔ کوتاهی دیدم مثلا امثال طبری به دادگاه فراخوانده‌ شده‌اند. ولی معلوم نشد ته‌اش چه شد. حتی جلسات آن دادگاه‌ها هم درست و حسابی پخش نشد. 

سوال؛ معنای چُر بزغاله را توضیح دهید. ممنون!

پاسخ:
از زبان لرها شنیدم. در اینجا به معنی مقدار کم ادرار... 
معنی اصلی‌اش هم در دهخدا و شعر سنایی آمده... 
۲۹ دی ۰۴ ، ۱۶:۰۱ آرسام آدینه

با سلام دوباره و عرض ادب.

با مطالعه دقیق پاسخ شما و نگاهی دوباره به مکاتبه، درمی‌یابم که اشاره‌ی شما به فردوسی و شاهنامه بیشتر جنبه‌ی ادبی و استشهاد به فرهنگ ملی داشته تا تایید تمامی سلطنت‌ها. اما نکته‌ی اصلی که در کلام من و پاسخ شما گم شد، تفاوت میان «دفاع از مرزها» و «حاکمیت بر سرنوشت انسان‌ها» است.

 

شما فرمودید اگر بیگانه مقصر است، باید او را تنبیه کرد. این گزاره در ظاهر منطقی و ملی است، اما در باطن به یک پارادوکس دامن می‌زند. اگر فرض را بر این بگذاریم که دشمن (آمریکا یا هر قدرت بیگانه) با طراحی و توطئه، آتش را در کشور روشن کرده، پس «ما» در یک موقعیت واکنشی قرار گرفته‌ایم. حال پرسش من این است: چرا مکانیزم «تنبیهِ بیگانه» باید با «فشار بر مردم خودی» اجرا شود؟

 

در روانشناسی اجتماعی، پدیده‌ای به نام «جابجایی پرخاشگری» وجود دارد؛ یعنی وقتی فردی از منبع اصلی عصبانیت خود (بیگانه) می‌ترسد یا قدرت مقابله مستقیم با او را در لحظه ندارد، خشم خود را بر روی هدفی امن‌تر (همان مردم و معترضان داخل) خالی می‌کند. اما این کار در سطح کلان، تنها به عمیق‌تر شدن شکاف اعتماد ملی می‌انجامد. اگر نظام توانایی دارد که «گلوی فتنه‌گر خارجی» را بفشارد (که باید بفشارد)، چرا این توانایی در مدیریت داخلی منجر به قطع اینترنت، محدودیت‌های شدید و ایجاد رعب برای شهروندانی می‌شود که هیچ‌گونه ارتباطی با دشمن بیگانه ندارند؟

 

من در نظرم به «زرق» اشاره کردم؛ منظورم ظاهرآراییِ مذهب و ملی‌گرایی بود که از دلِ آن، عدالت و کرامت انسانی زدوده شده باشد. اگر ما بیگانه را سرزنش می‌کنیم، به این دلیل است که او مدعی آزادی و حقوق بشر است اما در عمل تجاوز می‌کند. اما اگر ما در داخل، همان رفتار سلب‌کننده‌ی حقوق را با مردم خود داشته باشیم، چه تفاوتی با آن دشمنِ مدعی خواهیم داشت؟ تفاوت باید در «روش» و «اخلاق» باشد، نه فقط در «نتیجه».

 

من معتقدم هیچ حکومتی (چه دینی، چه ملی) حق ندارد برای حفظ خود، آبرو و معیشت مردم را به بازی بگیرد. اگر بیگانه مقصر است، او را باید پاسخ داد، نه اینکه مردم را به گروگان گرفت تا به بیگانه ثابت کنیم قوی هستیم. این استدلال که «چون جنگ است، پس همه چیز مجاز است»، در تاریخ کم‌سابقه نبوده و معمولاً نتیجه‌ای جز فرسایشِ ملت از درون نداشته است.

 

با احترام به دیدگاه شما، اما همچنان باور دارم که بزرگ‌ترین قدرت یک حکومت، مشروعیت مردمی اوست که با زور و سرکوب (حتی به بهانه‌ی دفاع از بیگانه) به دست نمی‌آید، بلکه با شنیدن همان «آواز اعتراض» و پاسخگویی شفاف حاصل می‌شود.

پاسخ:
ممنونم از ارائه دقیق دیدگاه خوب و فکرشده‌تان. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی