تی‌لِم

روایت‌ِ بدونِ گلِ میثم امیری
  • تی‌لِم

    روایت‌ِ بدونِ گلِ میثم امیری

مشخصات بلاگ
تی‌لِم
بایگانی
سه شنبه, ۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۱:۲۷ ق.ظ

ساری - ۳۰ دی (مضحکه)

امروز با دکتر صحبت کردم. دعوتش کردم به گفتگو. کتاب فوق‌العادهٔ شهریار و شهروندان را گذاشتم وسط. گفت نه کتاب را خوانده، نه علاقه‌ای به صحبت توی این موقعیت دارد. گفت خودش را مضحکه نخواهد کرد. حق هم دارد. خبر آمد اینترنت را مرحله به مرحله وصل خواهند کرد و فعلا برای تجار و بازارگانان اینترنت وصل شده‌ست. نام چنین موقعیتی را چه می‌توان گذاشت؟ هر چند نارضایتیِ دکتر مثل گودال‌های تهِ اقیانوس آرام است... به این چیزهای مقطعی ربط ندارد انگار. 

اما توی یک چیز دکتر را منکوب می‌کنم؛ چرا خواندن کتابی به این مهمّی را مهم نمی‌دانست و حتی به نخواندنش هم افتخار می‌کرد؟ 

 فردا همه جا تعطیل است. من هر کاری را شروع کردم به پیگیری، خوردم به تعطیلی... کارمند اداره‌ای که کارم لنگِ امضای او بود گفت: ان‌شاءالله شنبه... تازه اگر شنبه مملکت تعطیل نباشد. 

دارم تحلیل نیازمند را می‌خوانم از انقلاب... اشتباهات شاه و مصدق و همه... و روایتی تکان‌دهنده از سپهبد زاهدی... اما نیازمند تصمیم‌هایش شاه را به اشتباه فرونمی‌کاهد... 

جز ابراهیم به هر کس زنگ زدم جوابم کرد. با ابراهیم صحبت‌های خوبی کردیم... قرار شد فردا با استادش هم صحبت کند، بلکه راضی شود حرف بزند.

هم امروز آدم‌ها، کج‌خلق، جوابم کردند، هم قرمزخانهٔ متحرکم دو بار خراب شد... امشب قضاوت در نورنبرگ را دیدم. قطعا شاهکار است. حالم را بعد از این روز ناامید کننده بهتر کرد... ببینم فردا می‌توانم برنامهٔ هفتهٔ بعد را ببندم یا نه. 

 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴/۱۱/۰۱
میثم امیری

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی