تی‌لِم

روایت‌ِ بدونِ گلِ میثم امیری
  • تی‌لِم

    روایت‌ِ بدونِ گلِ میثم امیری

مشخصات بلاگ
تی‌لِم
بایگانی

۱۱ مطلب در دی ۱۴۰۴ ثبت شده است

شنبه, ۲۱ دی ۱۴۰۴، ۱۲:۰۴ ق.ظ

ساری ـ ۱۹ دی ۱۴۰۴

همه چیز بسته‌ست؛ حتی تماس تلفنی. بی‌اینترنت مثل فلج‌ها هستم. هیچ کاری نمی‌شود کرد. فقط خودم را می‌خورم و در جدالی تک‌نفره جگرم را گاز می‌گیرم. همین بلاگ بی‌صاحب را روی لپ‌تاپ نمی‌توانم باز کنم. هر آواز گلوله را می‌شنوم انگار کسی میخی در سرم می‌کوبد. دو طرفی رو‌به‌روی هم هستند که کمترین تقصیر را دارند. آنها همدیگر را می‌زنند تا یا ترامپ و نتانیاهو و یک مشت عوضی بی‌ناموس آن طرف مرزها نیشخند بزنند یا بچه بسیجی‌ها کشته می‌شوند تا یک مشت رانت خوار مفسد دلال حالشان را ببرند و فردا روز راحت‌تر بتوانند خون همه ما را توی شیشه کنند. امنیت ملی یعنی حفظ خون مردم و هم‌وطن نه حفظ منافع یک مشت تروریست خارجی یا غارتگر داخلی. امنیت ملی و حفظ تمامیت ارضی یعنی برادر در برابر برادر نایستد. 

تلویزیون هم برایم قابل تحمل نیست. خدایا اینها برای کی دارند برنامه‌ می‌سازند؟ مخاطب‌شان کیست و در کدام دنیای موازی هستند؟

آنقدر منفعل و عصبانی‌ام که دوست دارم قلبم بایستد و بمیرم. هر جاوید شاهی که می‌شنوم برایم حکم شکنجه‌ای ادامه‌دار است. و هر گلوله که از دور دست می‌آید موید امتداد همان شکنجه‌ست. 

خدایا ما چه گناهی به درگاهت کردیم که به اینجا رسیدیم؟ و چرا ما را محکوم کنم؟ چرا کسانی را محکوم نکنم که آنها با نشنیدن و لجبازی و بی‌مروتی مسبب این اوضاع شدند؟ هر نوع اصلاح و انتقادی را تابو و خطرناک تلقی کردند تا پرت‌ترین کنش‌گر سیاسی تاریخ معاصر اعتبار کسب کند و فراخوان بدهد؟

کاش وانتی داشتم و پشتش میکروفن و باند می‌گذاشتند و می‌رفتم در میدان اصلی شهر و همان‌جا با مردم حرف می‌زدم و می‌شنیدم. و می‌گفتم بیاید از مسیر گفتگو و دموکراسی جلو برویم... بیاید رو به عقب نرویم و چیزی را یک روز خودمان بیرون ریختیم، دوباره سر کار نیاوریم. 

می‌گفتم ای مردم وعده آمریکا سراب است، ناجی در کار نیست. تمام سود آمریکا در این است که ما با هم درگیر باشیم. هیچ فکر کردید آمریکا چطور از ملتی می‌گذرد که ۴۷ سال علیه‌اش بودند؟ مطمئنید آمریکا بی‌آنکه تاوان بدهید شما را به پردیس رفاه و امنیت می‌رساند؟ 

مردم 

بیاید مسیر پرسنگلاخ اما واقعی و بومی خودمان را برویم. بیایید پیشنهاد اصلاحی را بند به بند خطاب به حکومت بنویسم ولی راه جهنمی بیگانه/سلطنت را نپیماییم. بیایید رو به جلو و متکی به خود، خشمگین و منتقد باشیم ولی از دالان خطرناکی پیش نرویم. 

مردم 

دشمن خارجی سراب نیست. داعش خالی بندی نیست. اسراییل یک تهدید مصنوعی نیست و رضا پهلوی به هیچ نشانه‌ای یک مرد سیاسی وطن‌خواه محسوب نمی‌شود.

مردم 

بیایید از حکومت مان بخواهیم تضمین بدهد اصلاحات را آغاز کند، دزدان و گردنکشان را منکوب کند، گشایش سیاسی و اقتصادی ایجاد کند، دست مردم را باز بگذارد، رسانه ملی را دگرگون کند. با خواسته‌های اصلاحی متعین و کوچک شروع کنیم. 

می‌دانم ناامید هستید. می‌دانم به این کلمه‌ها می‌خندید. می‌دانم من را عامل حکومت می‌خوانید. اما قطعا کوچکترین گام‌ها و توفیقات ما در این راه، ارزشمندتر از دل بستن به پیوند نامبارک پهلوی و ترامپ است... همو که فرمانده تهاجم به ایران در همین بهار امسال بود. 

نمی‌دانم حالا که دارم اینها را می‌نویسم، توی این اینترنت خاموش و اوضاع ملتهب و خون‌های ریخته شده کسی اصلا به من گوش خواهد کرد؟ کسی برای این کلمه‌ها تره خرد می‌کند؟

حالا

برگه‌های یکی از کلاس‌ها را تصحیح می‌کنم. هفت نفر ۲۰ شده‌اند. همین برایم مثل تراپی عمل می‌کند. این بچه‌های دسته‌گل و خندان و شاداب و با روحیه که این طور درس می‌خوانند ناامید نشوند؟ جلوی روی اینها مثل سران طرفین دعوا، ده سال یا بیست سال زندگی نیست؛ حداقل ۶۰ سال زندگی جلوی پایشان است. آیا حواسمان هست؟ 

من با ۹۵ دلار حقوق مطلقا خودم را وام‌دار این دولت و آن دولت نمی‌دانم؛ من فقط شرمنده نگاه بچه‌ها هستم که صبح به صبح با هزار امید و شور به من نگاه می‌کنند. در تاریک‌ترین شرایط دوست ندارم آنها برنجند و نسبت آینده ناامید شوند. به اندازه کافی پیرامون و اتمسفر آلوده‌ست، من با دست‌های کم‌توانم می‌خواهم دریچه نور را برایشان باز نگه دارم. زندگی و فردایشان را نابود نکنیم.

مردم

نتانیاهو روی خشم ما حساب کرده؛ کاش درست خرجش کنیم و به او باج ندهیم. 

 

 

 

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۰۴ ، ۰۰:۰۴
میثم امیری