تی‌لِم

روایت‌ِ بدونِ گلِ میثم امیری

۲ مطلب در آذر ۱۳۸۸ ثبت شده است

در باره ی الی خودمان

یالطیف

آقا مسعود ِ گروسیان باعثِ خیر شد تا در باره ی الی را ببینم. اما در باره ی الی...

هفته ی آخر اردیبهشت87 بود. رحمت بهشتی آمد اتاق ِ ما و گفت می خواهد با بچه های ورودی های شان بروند مسافرت؛ آن هم شمال. گفت می توانم راهنمایی اش کنم یا نه. من هم تریپ پایه برداشتم و لبانم را یک مقدار مثل تابعی که مشتق دومش منفی است طاق کردم و گفتم:

"اصلا با هم می رویم کوه ِ خودمان؛ تیلم."

از همین جا برنامه ی سفر رقم خورد. زنگ زدم خانه و هماهنگی های لازم را کردم و بعد گفتم یک روزی هم می خواهیم روستای ساحلی مان توی حسینیه باشیم و بعد برویم ییلاق. خانه هم کلا تریپ پایه برداشتند. نکته ی جالب این که همان روزی که از شمال می رسیدیم تهران روز جشن فارغ التحصیلی بچه های ریاضی بود. طنز ِ قضیه این جا بود که من هم مسول جشن بودم. کلا برنامه ی آن روزم بشدت سنگین بود. در هر صورت قرار بود تریپ پایه برداریم.

تمام ِ هماهنگی های لازم را انجام دادم. حتی زنگ زدم و مینی بوس را هم جور کردم؛ یک بنده خدایی از بچه های جبهه و جنگ و کلی باصفا و البته به شدت مثبت راننده مینی بوس بود. همه چیز برای یک مسافرتِ عالی جور بود.

اما چه ربطی داشت به درباره ی الی...

نکته ی اول این که به خودم اجازه نمی دهم در باره ی درباره ی الی پا توی بخش های تخصصی سینما بگذارم و بخواهم داوری های حرفه ای بکنم. تنها از این نقطه منظر به داوری در مورد این اثر می پردازم که یک چنین سفری را بر و بچ شبیه همین مختصات دنبال کردم.

آدم های درباره ی الی... نزدیک بودند به بچه های خودمان. حداقلش این که هر دوی شان توی اتمسفر ِ تهران نفس می کشند. دیگر این که؛ از هر دو سو دارای تفکرات و عقاید شبیه به هم هستند. البته در باره ی الی درام بسیار قوی تری داشت تا مسافرت ِ دانشجویی ما؛ البته حق هم همین بود، چون قرار نبود ما فیلم بسازیم. البته یکی دو موقعیت و اتفاق توی سفر ِ ما افتاد که نشان می داد این دو گروه بسیار به هم نزدیکند. 

1. می شد بدونِ رقص هم این فیلم را ساخت. نمونه اش سفر ِ دانشجویی ما که به شدت فضای هیجان انگیز و نیروی خوش بودن و شادی در آن بود ولی هیچگاه باعثِ رقص در سفر نشد. البته شاید بنده خداها مراعات بنده را می کردند؛ نمی دانم. بالاخره می شد این رقص ها را نشان نداد و فیلم از آن رئال بودن خودش نیافتد. هرچند به نظر ِ من مانی حقیقی خیلی قشنگ رقصید؛ این زیبایی در اجرای حرکات ِ موزون بحث ِ جداگانه ای است از آن چه من می گویم. (بالاخره می شود مراعات حالا ماها را کرد که درباره ی الی را می خواهیم متعلق به خودمان بدانیم؛ یعنی متعلق به اتمسفر ایران اسلامی.) بگویم که به جای رقص برایم جالب بود که فیلم ورق بازی نداشت. بازی که بچه هم توی حسینیه روستا و هم جلوی امام زاده ی ییلاق مجدانه پیگری کردند. این رقص به آن ورق در.

2. پدیده ی شمال یک پدیده ی جدی است. من با امتیاز و رانتِ شمالی بودن و شناخت آن فضا در هر دو رمانم به شمال پرداختم؛ مخصوصا رمان دوم. سفر ِ تهرانی ها به شمال. هر چند این فیلم هیچ حرفی در باره ی شمالی ها ندارد؛ این البته عیب نیست. منتها انتخاب این لوکیشن از هوشمندی کارگردان نشات می گیرد و این که از این به بعد فضاهای به شدت جدی در اقلیم شمال و بالاخص مازندران رقم خواهد خورد. هستیم و می بینیم.

3. بازی پانتومیم از آن صحنه های زیبای فیلم بود؛ دقیقا شبیه ِ همچین بازی را توی شمال انجام دادیم و با همین بچه های کامپیوتر. ما خیلی خوش اسلوب تر و با گروه بندی این کار را انجام دادیم. در حالی که در فیلم خبری از گروه بندی و یا هیجان و یک مسابقه ی تیفوسی نبود. اگر این جوری نباشد که انگیزه ای نمی ماند برای مسابقه. یادم می آید مسابقه ی پانتومیم ِ آن سال با پیشنهادِ "سال ِ نوآوری و شکوفایی" آغاز شد. اجرای حرکات ِ یکی از خانم ها در معرفی آیت اله خامنه ای خاطره ای شد به یاد ماندنی. اتفاقا با همین ترفند به پاسخ هم رسیدند؛ یادش بخیر.

4. توی فیلم سه بار گفته شد خر تو خر. خودمانیم اگر خر تو خر نبود که این فیلم اکران نمی شد؛ آن هم با دستور فرا قانونی آقای رئیس جمهور که کم هم نیست. 

5. صحنه ای که آرش توی آب افتاده بود خیلی خوب و موثر از آب در آمد. توی همان دقایق که اشک در گوشه ی چشمانم لانه کرده بود بی اختیار گفتم یا ابالفضل. جالب این که با 10 ثانیه تاخیر یکی از شخصیت های فیلم هم گفت یا ابالفضل. این یعنی یک پیروزی خیره کننده برای اصغر فرهادی.

6. مانده بودم این چه مادری بود که توی دریای طوفانی بچه اش را از توی آب ول کرد به امان خدا. درست است به اهل ِ خانه سپرده بود؛ ولی باورپذیرتر این بود که دستِ بچه اش را می گرفت از آب می آورد بیرون. اهل دریا می دانند در دریای طوفانی همان جایی که مادر آرش بهش نگاه می کند، یعنی غرق شدن طرف. آن وقت مریلا زارعی که به نظر ِ من یکی از بهترین بازیگران این فیلم بود بچه را ول کرد و رفت. یادم می آید توی همان سفر شمال دریا هم رفتیم و اتفاقا یکی از خانم ها هم به زد به آب. دریا هم کولاک بود. من با وجود عدم آشنایی با آن بنده خدا و کلی خجالتی بودن با همان عقل ِ ناقصم فهمیدم که باید بهش اخطار بدهم. لذا داد زدم لطفا برگردید.  تازه یکی از خانم ها پاهایش را گچ گرفته بود و به علت ِ علقه ی عاطفی با بچه ها همراه ما آمده بود. یادم است چقدر بچه ها مخصوصا آقای محمد ولی پور حواسش به آن بنده خدا بود که پایش نغلزد یا اتفاقی برایش نیافتد.

7. بی تردید درباره ی الی در ذهن ِ من یک فیلم ایرانی است که خیلی جاهایش قابل ِ ترجمه به هیچ فرهنگی نیست. قوی ترین فیلم خانوادگی-اجتماعی که من دیدم و بی تردید یکی از بهترین های سینمای ایران. فیلمی بشدت رئال و واقعی و دوست داشتنی، بواسطه ی تجربه ی عینی خودم. بی جهت نبود درباره ی الی موسیقی متن ندارد. (همچون سفر ِ خودمان که بسیار کم موسیقی در متن بود.) به خاطر این که آن قدر طبیعی و ایرانی هست که به این چیزها احتیاج نداشته باشد.

8. در مورد ِ بازی ها احساس من این است تنها کسی که می توانست غیر گلشیفته نقش ِ سپیده را بازی کند، باران کوثری بود. ترانه علیدوستی هم آن قدر زیبا پیچیدگی شخصیتِ سختی مثل ِ الی را توانست در بیاورد که آدم باور می کند که خودکشی کند. ولی واقعا بهم ریختم از این واقعه ای که اتفاق افتاده بود. به خوبی درام ِ ایرانی و قدرتمند را تمام کرد. پایان ِ درخشان مشکل همیشگی این سینما است که در در باره ی الی نشانی از آن مشکل نبود.



موافقین ۰ مخالفین ۰
میثم امیری

مساله ی اصلی در مداحی چیست؟

یالطیف

یکی از دوستان ـ شب ـ گذشته از من در مورد مداحی پاپ پرسید. چون فرصت پاسخگویی در آن زمان را نداشتم، از همین روی تفکر پیرامون این مساله را به آخر شب و جای مورد علاقه ام یعنی رختخواب موکول کردم و پیش خودم در مورد این مقوله ی مهم فکر کردم. اصل مساله این است که آیا چیزی به نام مداحی پاپ نیکوست یا نه؟ نظر آن بنده خدا این بود که مداحی پاپ فرقی با کنسرت پاپ ندارد و انسان در آن به رشد نمی رسد و فقط حال زودگذری به او دست می دهد. می خواست بگوید این شیوه، کار درستی نیست و مداحی باید به همان شیوه ی قدیمی اش مرسوم باشد و آن سبک است که انسان را به معنویت می رساند و از این جور حرف ها.

وقتی پیرامون این موضوع و موضوعاتی از این دست دقیق شدم فهمیدم که این قبیل استدلال ها هم از همین "جور حرف ها"یی است که زده می شود.

برای خودم هنوز هم مجهول است که چرا مداحی پاپ یا هر نوع و سنخ نوینی از نوحه خوانی باید مذموم باشد. (جدای از این مساله که چه معیاری برای این که افراد از این جور مجالس بهره می گیرند یا نه وجود دارد) با خودم فکر می کردم مگر نوع مداحی بستگی وثیقی دارد با حال معنوی انسان؟ به عبارتی بهتر اگر انتقادی در مداحی مطرح می شود نسبت به آهنگ یا موسیقی به کار رفته در آن است؟

اگر شروع مداحی با شیوه ی دشتی باشدموثرتر و مذهبی تر است تا این که بخواهد پاپ باشد یا بیات باشد یا هر نوع دیگر. احساس کردم این همان مرض فردیدی گری است که در این حوزه هم دارد رسوخ می کند، انسان را رها می کند و موضوع خود را به سبک و قالب تغییر می دهد. به جای آن که پیرامون انسان به عنوان مخاطب ذی شعور مراسم نوحه بنگرد توجه خود را معطوف می کند به قالب مداحی. (موردی که معلوم نیست ذی شعور باشد و صریح تر این که بعید است خود قالب مداحی ذی شعور باشد!)

می خواهم بگویم از نظر من هیچ اشکالی ندارد که مداحی به سبک پاپ یا هر سبک دیگری اجرا شود. آن چه مهم است شعری یا آن نوایی است که خوانده می شود وگرنه نوع و قالب به خودی خود فاقد ذات است که بخواهد درست یا غلط باشد. (امروز روز در بسیاری از نقاط جهان سبک ارادت به بزرگان متفاوت است. ارزش گذاری پیرامون نوع ارادت خود موضوع سخیفی است پیش از آن که بخواهد مهم باشد.)

واضح تر این که اشکال آقای مطهری در حماسه ی حسینی به چه بود؟

اشکال آقای مطهری و دیگر بزرگان در قضیه تحریف عاشورا به این نبود که آقا چرا داری در فلان دستگاه موسیقی می خوانی یا چرا پاپ می خوانی یا چرا فلان جور نغمه خوانی می کنی. بلکه اشکال آنان به تحریفاتی بود که در محتوای مراثی و نوحه ها وارد می شد. اشکال به این بود که چرا روضه ی دروغ می خوانی، حالا می خواهد به سبک ببار ای بارون شجریان باشد یا به هر سبک دیگری.

بنا بر همین نهج مطهری، مساله ی اصلی در مداحی این نیست که منصور روشی جدید در مداحی ایجاد کرد و شاگردانش امروز آن روش ها را پی می گیرند که اتفاقا موجب زنده کردن مداحی و جان بخشیدن در پوستین کهنه شده ی مرثیه و نوحه خوانی است. (مقایسه کنید سلام من به مدینه ی منصور را با سایر روضه هایی که قدیمی ها در مورد حضرت صادق خواندند.)

مساله ی اصلی این است که یک مداح با هر درجه از محبوبیت یا خلوص حق ندارد مرتبه ی الوهیت به ائمه ببخشد. مساله ی اصلی این است که یک هیات عزاداری حق ندارد قلاده به گردنش بیاندازد یا از اسامی موهن همچون کلب الحسین برای هیات خود بهره گیرد. مساله ی اصلی این نیست که در مداحی شور نباشد. بالاخره این هم یک سبک است و به خودی مبتذل نیست. آن شعری که خوانده می شود می تواند آن را مبتذل بکند یا به آن جنبه ای روحانی ببخشد.

حتی می خواهم بگویم مساله ی اصلی این نیست که فلان آهنگ آن طرف آبی خوانده نشود، مگر همه ی آهنگ های آن طرف آبی مبتذل است. ممکن است آهنگی باشد که آن طرفی ها ساخته باشند ولی خیلی دل آرام باشد. همراهی آن با شعری در مدح اهل بیت نمی تواند محل مذمت باشد که حتی به عقیده ی نگارنده می تواند باقیات صالحات برای خواننده و مستمع داشته باشد. (البته شاهد مثال برای چنین پدیده ای به سختی گیر می آید.)

این مساله که مداحی پاپ باعث می شود خلوص در جلسه ی امام حسین کم شود و یا از تقوا و حال معنوی  جلسه کاسته شود از آن حرف هایی است که منطق محکمی پشت آن نیست. بلکه من اعتقاد دارم یک مداحی، ممکن است پاپ بخواند ولی به قدری از اشعار محکم و زیبا بهره بگیرد که دل مستمع را بلرزاند و او را با حقایق علوی و حسینی آشنا کند. خود سبک پاپ و یا سبک های مدرن و پسامدرن دیگر چه گناهی کرده اند؟ (نمونه ی زیبایش همین عمو عباس بنی فاطمه یا ای علم افراشته ی محمود کریمی.) گناه را سبک مرتکب نمی شود، گناه و یا ثواب از آن انسانی است که دارد روی آن سبک کار می کند.

مثالی می زنم. یک مداحی می آید به همان سبک قدیمی و سبک پیرغلام ها و مداح های سنتی قضیه ی ازدواج حضرت قاسم را می گوید و مداحی دیگر به سبک پاپ فرض بفرمایید به سبک شادمهر آهنگ گل یاس او را زمزمه می کند، شایدم با اشعاری قوی تر در مناقب اخلاقی و روحی حضرت صدیقه ی طاهره. کدام یک کار درست را انجام دادند؟ این مداح به سبک شادمهر در آهنگ گل یاس (نه سبک آدم فروش) می خواند و دارد به سبکی جدید که به هیچ وجه موهن نیست مداحی می کند و مهم تر آن است که دارد حرف درستی را می زند. ولی آن پیر غلام چه؟ آن پیرغلام که به سبکی قدیمی خوانده است کاری اشتباه انجام داده است و تحریفی در واقعه ی عاشورا انجام داده است. نمی شود بگوییم چون دارد به سبک قدیمی می خواند دارد به معنویت به جمعیت منتقل می کند یا معرفت به امام حسین را ایجاد می کند. نه خیر، او دارد تحریف می کند. (تازه تر  از این حرف ها از کی تا حالا سبک، معرفت بخش شده است و ما نمی دانستیم؟)

دوستان را به شدت از فردیدی گری برحذر می دارم و هر چه بیشتر اندیشه های آنان را در حوزه های مختلف می شنوم به خطرناک بودن آن پی می برم. خوشحالم که مراجع تقلید به دام این تفکرات نیافتند. نمونه اش این که هیچ کدام شان حکمی ندارد که آدمی را از گوش دادن به مداحی پاپ برحذر دارد. همین نشان می دهد پرداختن به این موضوعات انحراف از مساله ی اصلی است. ابتذال در مداحی به سبک های رایج اهم از پاپ یا سنتی برنمی گردد بلکه به محتوای روضه ها و نوحه ها بر می گردد و آن است که جلسه ی حضرت را می تواند خدای ناکرده به تباهی بکشاند.


موافقین ۰ مخالفین ۰
میثم امیری